چارچوب حکمرانی تحول دیجیتال برای بانکداری باز در بانک های تجاری ایران
توسعه کارآفرینی - JOURNAL OF ENTREPRENEURSHIP DEVELOPMENT
1403/2024
چکیده
هدف: صنعت بانکداری در حال تحول اساسی است که محور اصلی آن کاربست فناوری های تحول آفرین دیجیتال است. حکمرانی تحول دیجیتال در بانک ها عاملی کلیدی برای موفقیت و رقابت پذیری است، زیرا حکمرانی قوی تضمین می کند که بانک ها به طور مؤثرتری فرآیندهای دیجیتالی سازی خود را پی گرفته، قابلیت های خود را تقویت نموده و تصمیمات آگاهانه ای برای بکارگیری و سرمایه گذاری در فناوری می گیرند. بنابراین حکمرانی تحول دیجیتال، برای آن ها دارای اولویت راهبردی خواهد بود. در همین راستا به منظور تقویت توان بانک های تجاری کشور در حکمرانی تحول دیجیتال، پژوهش حاضر انجام شده است.
روش: پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- کیفی به صورت مقطعی و در سال 1402 با هدف شناخت الگوهای حکمرانی تحول دیجیتال در بانک ها در چهار مرحله به صورت گام به گام انجام شده است. مرحله اول، به منظور طراحی چارچوبِ مفهومی برای حکمرانی تحول دیجیتال از پژوهش وایزبک و هس(2020) اقتباس شده است. مرحله دوم، در ابتدا عوامل مؤثر بر بانکداری باز با استفاده از گزارش های 5 موسسه در رابطه با سنجش آمادگی بانکداری باز استفاده شده است و سپس سناریوهای بانکداری باز در دو محور رویکردهای مرتبط با تنظیم گری(شامل رویکرد بانک مرکزی، مجوز، استاندارد، شرایط محیط کسب و کار فین تک و...) و پذیرش یا نفوذ فناوری های نوین مالی(زیرساخت ها فنی، دسترسی، کسب و کار مبتنی بر داده ها) طراحی شده است. مرحله سوم، شناسایی الگوهای حکمرانی تحول دیجیتال در بانک های برتر دیجیتالی دنیا، با استفاده از روش مطالعه موردی چندگانه(MCS) و خوشه بندی(Clustering) انجام شده است. در مرحله چهارم، الگوها و راهبرد حکمرانی تحول دیجیتال در فضای سناریو های بانکداری باز و شناسایی راهبرد متناسب بر اساس شاخص ها و معیارهای پابرجایی بررسی شده است.
یافته ها: بر اساس مطالعه موردی چندگانه در 11 بانک برتر تحول دیجیتالی، 7 الگو بر اساس ابعاد 3گانه حکمرانی تحول دیجیتال ارائه شده است. در بعُد ساختار حکمرانی تحول دیجیتال بانک ها به دو سبک فرصت طلب و انتخابگر خوشه بندی شده اند. در بعُد فرآیندهای توسعه و پیاده سازی راهبرد های تحول دیجیتال بانک ها به دو سبک معتدل و خط شکن خوشه بندی شده اند. در بعُد سازوکارهای رابطه ای بانک ها به سه سبک رابطه گرا، کاوشگر و خودتوانمندساز خوشه بندی شده اند. در مجموع بانک های منتخب را می توان با جایگشت الگوهای مرتبط با ابعاد 3گانه به 7 الگو و 12 راهبرد ترکیبی دسته بندی نمود.
نتیجه: در پایان بر اساس نتایج حاصل از گام های فوق، در شرایط عدم قطعیت بانکداری باز پیشنهاد شده است تا بانک های تجاری ایران راهبرد ترکیبیِ حاصل از الگوهای حکمرانی تحول دیجیتال (انتخابگر - خط شکن - خودتوانمندساز) را اتخاذ نمایند. یعنی بانک ها در ساختار حکمرانی باید بر اساس شرایط شان بین حالت متمرکز، نیمه متمرکز و یا ساختار موازی انتخاب نمایند. از سویی دیگر بانک ها باید در رابطه با فرآیندهای توسعه و بکارگیری راهبرد های تحول دیجیتال شان نگرش خود را نسبت به بکارگیری فناوری با هدف پیشرو بودن در بازار صنعت بانکداری تنظیم نمایند. در همین راستا بانک باید در رابطه با سازوکارهای رابطه ای شان الگوی خود توانمندساز(یعنی نگاه ویژه به سازوکارهای درون بنگاهی) را اولویت قرار دهند.

